شناخت منحنی های ریاضی با کاربرد در خوشنویسی

تعریف منحنی سهمی

هنگامی که شما به یک توپ فوتبال ضربه می‌زنید (یا تیری را از کمان رها کرده یا سنگی را به سمت آسمان پرتاب می‌کنید) پرتابه با طی کردن یک کمان به سمت بالا رفته و سپس سقوط می‌کند. مسیر پیموده‌شده توسط پرتابه بخشی از یک منحنی «سهمی» (Parabola) می‌باشد.

معادلات سهمی‌ها با جهت‌گیری‌های مختلف در شکل زیر نشان‌داده‌شده‌است:

تجزيه كشيده‌هاي تخت و شيب‌دار :
در تركيب‌بندي نستعليق كشيده‌ها اساسي ‌ترين شكل‌ها هستند. كشيده‌ها را مي‌توان از نظر خوشنويسي به دو گروه كشيده‌هاي شيب‌دار و كشيده‌هاي تخت تقسيم‌بندي نمود. مانند كشيده‌ي قوس‌دار س و مورد بعدي كشيده تخت مثل ب : كه روش نگارش اين حروف را مورد تجزيه قرار مي‌دهيم.
مي‌دانيم كه هر بيضي دو قطر دارد يك قطر بزرگ و يك قطر كوچك : حال يك بيضي را در نظر بگيريد كه نسبت قطر بزرگ به قطر كوچك برابر با يا همان نسبت طلائي باشد. اگر اين بيضي را حول مركزش به اندازه‌ي 30 درجه در خلاف جهت عقربه‌هاي ساعت دوران بدهيم به سادگي قوس كشيده حرف «س» به دست مي‌آيد.
پس مشخص مي‌شود كه شيب كشيده‌ي س 30 درجه مي‌باشد كه همان زاويه خط شيب اصلي مي‌باشد به همين دليل است كه تركيب كلمه‌هاي چند حرفي شيب‌دار در زير كشيده‌هاي قوس‌دار زيبا، چشم‌نواز بنظر مي‌رسد زيرا از ديدگاه هندسي زاويه اين كلمه‌ها با زاويه‌ي كشيده مسلط بر آنها يكي است و فضاي پديد آمده ميان اين دو فضاي هماهنگ و متعادل خواهد بود.
اگر بيضي مذكور را به جاي 30 درجه 10 درجه برخلاف عقربه‌هاي ساعت دوران دهيم كشيده‌هاي تخت بدست مي‌آيند و اگر بيضي را 60 درجه دوران دهيم قوس حلقه‌هاي دواير زده مي‌شود.

زاويه 30 درجه
شيب كليه كلمات و اتصالات نستعليق نسبت به خط كرسي يك زاويه 30 درجه مي‌سازد يعني اگر شيب كلمات نگارش يافته بيشتر يا كمتر از 30 درجه باشد كلمه زيبايي خود را از دست خواهد داد و خارج از قالب خط خواهد بود براي مثال كلمه «همچو» شيبي كه نسبت به خط كرسي دارد اگر انتهاي حروفات هـ - م – چ – و را با يك خط راست در امتداد هم نشان بدهيم زاويه‌اي كه با خط كرسي تشكيل مي‌دهد دقيقاً زاويه 30 درجه است. و اين نشان مي‌دهد كه در طراحي خط نستعليق با اينكه وسايل اندازه‌گيري از جمله نقاله- خط كش و ... بكار نرفته است ولي طبق زيبايي‌شناسي و درك تناسب طلائي كه هنرمندان خوشنويس و مبدع اين خط داشته‌اند. به طريق حسّي و ذوقي اين هماهنگي و نظم را به كار بسته‌اند. در يك سطر خوشنويسي يا حتي كليه سطور يك قالب چليپا كلمات و اتصال حروفات با هم نسبت به خط كرسي زاويه 30 درجه دارند.

زاویه 30 درجه در خوشنویسی

زاویه در خوشنویسی

نسبت طلایی در خوشنویسی

آنچه که از پیشینیان خوشفکر بشر برای متوازن کردن بناها و صحنه ها و شکوهمند کردن آنها به یادگار مانده است، کشف ترکیب تناسب طلایی است که هر روز ابعاد آن بیش از گذشته کشف می شود. شاید بانیان اصلی آن گمان نمی کردند این کشف به جایی برسد که بتواند رشته های گوناگون اعم از ریاضیات، فیزیک، هنر، اندام شناسی، دکورسازی، صحنه آرایی وغیره را در برگیرد و بتواند برای هر موضوعی حرفی برای گفتن و طرحی برای زیبایی داشته باشد اما چنین واقعیتی به وقوع پیوست و اکنون ترکیب تناسب طلایی به تمامه در خدمت علوم مختلف قرار گرفته است.

علمای دین از آن برای نشان دادن نظم در کائنات، تعمیق شناخت خالق هستی و اثبات عالمانه وجود باریتعالی، دانشمندان زیبایی شناسی برای خلق آثار بدیع، مهندسان برای ساخت بناهای مستحکم و مجلل و متخصصان علوم پزشکی برایی سلامت بخشی به محیط بهره های فراوانی برده اند. از این ترکیب متخصصان امور دفاعی کشورها نیز استفاده کردند تا در دفع خطر به مردم خود خدمت کنند اگرچه مهاجمان نیز از آن برای گشترش حملات خود سوء استفاده کردند.

دانشمندان کشور ما هم که عزم خود را برای رسیدن به توسعه پایدار جزم کرده اند باید دست به دست هم دهند تا با شکافتن مرزهای دانش، جایگاه علمی ایران را که روزگاری در زمینه علمی از ممالک سرآمد بود ،ارتقا بخشند.

تاریخچه:

پیشینه توجه به عدد طلایی نه به زمان فیبوناتچی بلکه به زمانهای بسیار دورتر میرسد. اقلیدس در جلد ششم از سیزده جلد کتاب مشهور خود که در آنها هندسه اقلیدسی را بنا نهاد، این نسبت را مطرح کردهاست .لوکا پاچیولی در سال1509 میلادی کتابی با عنوان نسبت الهی (The Divine Proportion) تالیف کرد. وی در آن نقاشیهایی از لئوناردو داوینچی آورده است که پنج جسم افلاطونی را نمایش میدهند و در آنها نیز به این نسبت اشاره شده است. مصریان، سالها قبل از میلاد از این نسبت آگاه بوده اند و آن را در ساخت اهرام مصر رعایت کردهاند. اما فیبوناچی مسئله ی جالب زاد و ولد خرگوش را مطرح کرد.

دنباله فیبوناچی:

لئوناردو فیبوناچی ایتالیایی تبار اهل پیزا حدود سال 1200 میلادی مسالهای طرح کرد : فرض کنید که یک جفت خرگوش نر و ماده در پایان هر ماه یک جفت خرگوش نر و ماده جدید به دنیا بیاورند ... اگر هیچ خرگوشی از بین نرود ، در پایان یک سال چند جفت خرگوش وجود خواهد داشت ؟ البته در این مسئله میبایست قواعد و اصول فرضی و قراردادی زیر مراعات شوند!

"شما یک جفت خرگوش نر و ماده دارید که همین الآن متولد شده اند؛

خرگوشها پس از یک ماه بالغ میشوند .

دوران بارداری خرگوشها یک ماه است .

هنگامی که خرگوش ماده به سن بلوغ میرسد حتما باردار میشود.

در هر بار بارداری خرگوش ماده یک خرگوش نر و یک ماده میزاید .

خرگوشها تا پایان سال نمیمیرند . "

او برای حل این مسئله به یک سری از اعداد یا بهتر است بگوییم به یک دنباله رسید که.این دنباله عبارت بود از, ... 89،144،233،55،43،12،31،8،5،3،2،1،1،0 که در این دنباله هر عددی (به غیر از صفر و یک اول) حاصل جمع دو عدد قبلی خودش میباشد ، به طور مثال 3+5=8 یا 1+2=3 و .....به این دنباله،دنباله ی فیبوناچی گفته می شود.

نسبت طلایی:

اولین مطلبی که در زمینه ارتباط با دنباله فیبوناچی قابل ذکر است به این قرار است: دنباله را بار دیگر در نظر می بینیم:، 55،43،12،31،8،5،3،2،1،1 نسبت جمله دوم به اول برابر است با 1 نسبت جمله سوم به دوم برابر است با 2 نسبت جمله چهارم به سوم برابر است با 1.5 نسبت جمله پنجم به چهارم برابر است با 1.66 نسبت جمله ششم به پنجم برابر است با 1.6 نسبت جمله هفتم به ششم برابر است با 1.625 نسبت جمله هشتم به هفتم برابر است با 1,615 نسبت جمله نهم به هشتم برابر است با 1,619 نسبت جمله دهم به نهم برابر است با 1,617 ؛ به نظر می رسد که این رشته به عدد طلایی نزدیک می شود. اگر نسبت عدد چهلم این رشته را به عدد قبلی حساب کنیم به عدد 1,618033988749895 می رسیم که با تقریب14 رقم اعشار نسبت طلایی را نشان می دهد .نسبت جملات متوالی به عدد طلایی میل می کند.

نسبت طلایی در ریاضیات و هنر هنگامی است که «نسبت بخش کوچکتر به بخش بزرگتر، برابر با نسبت بخش بزرگتر به کل» باشد.

تعریف دیگر نسبت طلایی این است که «عددی مثبت است که اگر به آن یک واحد اضافه کنیم به مربع آن خواهیم رسید». تعریف هندسی آن چنین است: طول مستطیلی به مساحت واحد که عرض آن یک واحد کمتر از طولش باشد.

تعبیر هندسی دیگر اینگونه است: پاره خطی را در نظر بگیرید و آن را به گونه ای تقسیم کنید که که نسبت بزرگ به کوچک معادل نسبت کل پاره خط به قسمت بزرگ باشد. اگر این معادله ساده یعنی a*b+b=2a2 را حل کنیم (کافی است بجای b عدد یک قرار دهیم بعد a را بدست آوریم) به نسبتی معادل تقریبا” 1.61803399 یا 1.618 خواهیم رسید.

رسم مستطیل طلایی:

جهت رسم یک مستطیل طلایی به نسبت عدد طلایی ابتدا یک مربع به ضلع یک واحد کشیده سپس طبق شکل پائین وسط ضلع پایینی این مربع را پیدا میکنیم . سپس یک قوس با شعاعی به اندازه وسط ضلع پایینی مربع تا گوشه سمت راست بالا میکشیم تا طول مستطیل معلوم شود.

نسبت طلایی در علم زیباشناسی

در سده اخیر ، نسبت های طلایی در علوم پزشکی اهمیت زیادی پیدا کرده اند که بیش از همه مورد استقبال دندان پزشکان و ارتودنتیست ها قرار گرفت. در زیر به برخی از این نسبت های شگفت انگیز چهره انسان می پردازیم.

1: در صورت انسان ، وقتی که دندان ها به هم فشرده نشده باشند و فک پایین در حالت استراحت باشد، خط لب پایین (که با دندان های بالایی مماس است) ، فاصله پایین بینی تا پایین چانه را به نسبت طلایی تقسیم می کند.

2: دیگر نسبت طلایی شناخته شده در دندان ها ، بین چهار دندان جلویی از هر دو سمت است (ردیف فوقانی) البته این نسبت زمانی درست خواهد بود که ردیف دندان ها از روبرو مشاهده شود.

3: دیگر نسبت طلایی کشف شده بین دو دندان پیشین است . مجموع عرض این دو دندان با طول این دندان ها رابطه طلایی دارد.

4: فاصله بین دو چشم انسان با طول هر یک از چشم ها رابطه طلایی دارد.

نسبت طلایی در پزشکی و سلامت

1: مطالعات بر روی نوار قلب افراد سالم نشان داده که بین ارتفاع خطوط و نیز فاصله عرضی پالس ها نسبت طلایی وجود دارد.

2: ایده آل ترین تناسب در صورت ، نسبت طلایی موجود بین طول و عرض مستطیلی است که به صورت محیط می شود. هرگونه انحراف در این تناسب ، نشانه عدم سلامتی کامل است.

A: افرادی که صورتی کشیده تر دارند ، عموما دارای مشکل تنفسی هستند؛ مطالعات انجام شده بیانگر این مطلب است که افرادی که صورتی کشده دارند دارای حفره های سینوسی باریکی هستند بنابراین مجبورند در هنگام فعالیت از راه دهان تنفس کنند. البته امروز این مشکل بوسیله دستگاه های ارتودنسی برطرف شده است.

B: افرادی که صورتی گرد دارند ، مشکلات فکی دارند؛ رشد نامتناسب فک در این افراد موجب اعمال فشار اضافی به مفاصل فک این افراد می شود. بیشتر افراد این گروه از سردرد رنج می برند زیرا قرارگیری نامناسب فک ، موجب می شود که از رسیدن خون به مغز تا حدودی جلوگیری کند. این مشکل نیز بوسیله ارتودنسی قابل درمان است.

در بدن انسان مثالهای بسیار فراوانی از این نسبت طلایی وجود دارد. در شکل زیر نسبت M/m یک نسبت طلایی است که در جای جای بدن انسان می توان آنرا دید. به عنوان مثال نقاطی از بدن که دارای نسبت طلایی هستند:

1: نسبت قد انسان به فاصله ناف تا پاشنه پا

2: نسبت فاصله نوک انگشتان تا آرنج به فاصله مچ تا آرنج

3: نسبت فاصله شانه تا بالای سر به اندازه سر

4: نسبت فاصله ناف تا بالای سر به فاصله شانه تا بالای سر

5: نسبت فاصله ناف تا زانو به فاصله زانو تا پاشنه پا

6: نسبت طلایی گوش انسان

اینها تنها چند مثال از وجود نسبت طلایی در بدن انسان بود که بدن انسان را در حد کمال زیبایی خود نشان می دهد.

نسبت طلایی در طبیعت

1: یکی از تماشایی ترین نمونه های سری فیبوناچی در طبیعت ، بخش مرکزی گل آفتابگردان است . دانشمندان مارپیچ های موجود در بخش مرکزی گل آفتابگردان را مطالعه کردند. در این بین دو سری مارپیچ پیدا شد ؛ یکی در جهت ساعتگرد که عموما کوتاه ترند. این مجموعه شامل 21 بازو می باشد. سری دیگری پادساعتگرد و بلند هستند که شامل 34 بازو می باشد. شگفت انگیزی این دو گروه در این است که این دو سری به صورت شگفت انگیزی به هم متصل شده اند. و دیگر شگفتی در نسبت طلایی بین عددهای یاد شده است. این نسبت ها (صرف نظر از عدد آنها) در آناناس ، میوه درخت کاج و.. . مشاهده شده است.

2."فیلوتاکسیس" (phyllotaxis) علمی است که به مطالعه مکان قرارگیری برگ ها بر روی ساقه می پردازد. تناسبات رعایت شده در رویش برگ گیاهان باعث می شود که نورگیری گیاه به حداکثر برسد و از طرفی دیگر ، آب باران از طریق این برگ ها به سمت ساقه متمایل می شود و بوسیله ساقه به کلیه ریشه ها که در جهات مختلف گسترده شده اند به طور متناسب تقسیم می شود.

برخی چیدمان های متداول درختان منطبق بر سری فیبوناچی:

2:1 نارون ، کاهو ، لیمو

3:1 چنار ، فندق ، شاه توت

5:2 سیب ، گیلاس ، بلوط ، راج ، آلو

8:3 رز ، گلابی ، صنوبر(سپیدار) ، بید

13:5 بادام

از طرف دیگر ، اگر از اختلاف ارتفاع برگ ها صرف نظر کنیم به این نتیجه می رسیم که زاویه چرخش دو برگ متوالی ، به طور کلی" 137,5 است. این زاویه بسیار هوشمندانه محاسبه شده به طوری که بهترین زاویه برای حداکثر بودن نورگیری در برگ های یک گیاه است. که این زاویه نیز خود چند نسبت طلایی را تداعی می کند:

نسبت طلایی دیگر در برگ گیاهان ، نسبت فاصله یک برگ با برگی بالاتر از آن که دقیقا بر آن منطبق است ، با تعداد برگهایی که در این میان قرار دارند ، است . برای نمونه اگر فاصله بین دو برگ که از دید بالا بر هم منطبق هستند 160 میلیمتر باشد ، تعداد برگ هایی که در این فاصله قرار دارند برابر خواهد بود با 10.

3: در انگشتان انسان نیز می توان نسبت طلایی را مشاهده کرد. بزرگ ترین استخوان هر یک از انگشتان با استخوان میانی نسبت طلایی دارد. همین رابطه بین استخوان میانی و استخوان کوچک وجود دارد.

نسبت طلایی و دما:

1: اگر دمای جوش آب را بر 1,618 تقسیم بکنیم عدد 8,61 بدست می آید که دمای استریلیزاسیون (از بین بردن میکروب ها) است.

2: اگر عدد بدست آمده در بالا را دوباره بر عدد فی تقسیم کنیم ، عدد 2,38 بدست می آید که متوسط دمای بدن انسان است.

3: اگر دوباره عدد بدست آمده را بر عدد فی تقسیم کنیم ، عدد 8,23 بدست می آید . این دما (دمای اتاق) مطلوب ترین دما برای فضای داخل یا خارج از خانه است.

نسبت طلایی در جهان هستی

1: حلقه های کاسینی یکی از زیباترین تناسبات طلایی در منظومه ماست. که در آن دو نسبت طلایی دیده می شود.

2: ونوس و زمین نیز به گونه ای جالب این نسبت را یادآور می شوند. در 8 سال زمینی که برابر با 13 سال ونوسی است ، 5 بار مقارنه زمین و ونوس رخ می دهند که این سه ، سه عدد متوالی سری فیبوناچی هستند.

3: زمین با عطارد نیز رابطه ای شگفت انگیز دارد. عطارد هر 87,968 روز زمینی یک بار به دور خورشید می گردد؛ و هر 115,88 روز یک بار با زمین به نزدیک ترین فاصله می رسد.بنابراین حاصل تقسیم 11588/365,24 برابر است با تعداد مقارنه در یک سال . که در 7 سال این تعداد به 22 مقارنه می رسد که بسیار به اعداد سری فیبوناچی نزدیک است.

4: از سوی دیگر ، در اکتبر 2001 ، ناسا شروع به جمع آوری داده هایی در مورد تابش های پس زمینه کیهانی ، مانند نور هایی که از ستاره ها و کهکشان های بسیار دور منتشر می شوند کرد. این داده ها نمایی کلی از جهان را در هنگام زایش به دانشمندان داد. نوسانات تراکم در این تابش ها مسائل بسیار بیشتری در مورد طبیعت فضا به دانشمندان دادند.

ناسا در اکتبر 2003 اولین بررسی بر روی داده های بدست آمده را آغاز کرد و در پایان این بررسی ، یکی از نتایج بدست آمده این بود که جهان ما به شکل یک 12 وجهی منتظم است . و جالب تر از آن این که در 12 وجهی منتظم ، رابطه ضلع با قطر برابر عدد فی است.

نسبت طلایی در اسلام

مسلمانان اجازه نداشتند از تصویر مخلوقات و جانداران در مساجد استفاده کنند. به همین دلیل تصمیم گرفتند ریاضیات را از نو دسته بندی کنند تا راهی برای تزیین مکان پرستش خود بیابند. سری فیبوناچی به صورت وسیع در دکوراسیون اسلامی دیده می شود. به طوری که می توان آن را پایه و اساس هندسه اسلامی دانست.

نسبت طلایی در ایران

برج و میدان آزادی:

طول بنا 63 متر و عرض آن 42 متر است.1.5=63/42 که عددی نزدیک به عدد طلایی می باشد.سبک معماری آن ،طاق بزرگی است که تلفیقی از سبک هخامنشی و ساسانی و اسلامی است که منحنی آن با الهام از طاق کسری است و معماری ایران باستان را تداعی می کند.

بیستون از دوره هخامنشی، کرمانشاه:

به طول 5 و عرض 3 کیلومتر . اعداد 5 و 3 هر دو جزء دنباله ی فیو ناتچی هستند و 1.6=5/3 . ابعاد برجسته کاری 16 در 10 پاست. قامت داریوش 5 پا و 8 اینچ (170سانتی متر) بلندی دارد که هر دو اعداد اعداد فیو ناتچی هستند.

پل ورسک در مازندران:

این پل بر روی رودخانه ی ورسک در مجاورت سواد کوه بنا شده است.بلندی این چل 110 متر و طول قوس آن 66 متر می باشد(1.6=110/66)

مقبره ابن سینا در همدان:

آرامگاه در وسط تالاری مربع شکل قرار گرفته و پل مدور (مارپیچ فیو نا تچی) و پایه های دوازده گانه برج را احاطه کرده اند.سطح حیاط با 3 پله سراسری به ایوان متصل شده است. ایوان باد یواری به ارتفاع 3.2 متر و عرض 1.9 متر به سرای آرمگاه متصل است (1.6=3.2/1.9) .در دو طرف سرسرا، دو تالار قرار دارد. یکی در جنوب که تالار سخنرانی و اجتماعات است.و یکی درشمال که کتابخانه وآرامگاه است.طول تالار کتابخانه 9.45 و عرض آن 5.75 متر است. (1.6=9.45/5.75)

تناسب طلایی در اهرام مصر:

اهرام مصر یکی از قدیمی ترین ساخته های بشری است که در آن هندسه و ریاضیات بکار رفته شده است. مجموعه اهرام گیزا در مصر که قدمت آنها به بیش از 2500 سال پیش از میلاد می رسد یکی از شاهکارهای بشری است که در آن نسبت طلایی بکار رفته است. به این شکل نگاه کنید که در آن بزرگترین هرم از مجموعه اهرام گیزا خیلی ساده کشیده شده است. مثلث قائم الزاویه ای که با نسبت های این هرم شکل گرفته شده باشد به مثلث قائم مصری یا Egyptian Triangle معروف هست و جالب اینجاست که بدانید نسبت وتر به ضلع هم کف هرم معادل با نسبت طلایی یعنی دقیقا” 1.61804 می باشد. این نسبت با عدد طلایی تنها در رقم پنجم اعشار اختلاف دارد یعنی چیزی حدود یک صد هزارم. باز توجه شما را به این نکته جلب می کنیم که اگر معادل فیثاغورث را برای این مثلث قائم الزاویه بنویسم به معادله ای مانند phi+b=2i2 خواهیم رسید که حاصل جواب آن همان عدد معروف طلایی خواهد بود . (معمولا” عدد طلایی را با phi نمایش می دهند) طول وتر برای هرم واقعی حدود 356 متر و طول ضلع مربع قاعده حدودا” معادل 440 متر می باشد بنابر این نسبت 356 بر 220 (معادل نیم ضلع مربع) برابر با عدد 1.618 خواهد شد.

نسبت طلایی در خوشنویسی:

استاد میرعماد با پالایش خطوط پیشینیان و زدودن اضافات و ناخالصی ها از پیکره نستعلیق و نزدیک کردن شگرف نسبتهای اجزای حروف و کلمات، به اعلا درجه هنر زیبایی یعنی نسبت طلایی رسید و قدمی اساسی در اعتلای خط نستعلیق برداشت. با بررسی اکثریت قاطع حروف و کلمات میرعماد متوجه میشویم که این نسبت به عنوان یک الگو در تار و پود حروف و واژه ها وجود دارد و زاویه 63/448 درجه که مبنای ترسیم مستطیل طلایی است، در شروع قلم گذاری و ادامه رانش قلم، حضوری تعیین کننده دارد. این مهم قطعاً در سایه شعور و حس زیبایی شناسی وی حاصل آمده، نه آگاهی از فرمول تقسیم طلایی از دیدگاه هندسی و علوم ریاضی. میرعماد این نسبتها را نه تنها در اجزای حروف بلکه در فاصله دو سطر و مجموعه دو سطر چلیپاها و کادرهای کتابت و قطعات رعایت می کرده است.

میرزا غلام‌رضا اصفهانی

میرزا غلام‌رضا اصفهانی (۱۲۴۶-۱۳۰۴ هجری قمری) از استادان خوشنویسی ایرانی و یکی از برجسته‌ترین خوش‌نویسان خط نستعلیق و شکسته‌نستعلیق بود. میرزا غلامرضا اصفهانی از معروف ترین خوشنویسان دوره قاجار بوده است. نام پدرش «میرزا جان» بود و در جوانی به دربار محمد شاه و پس از آن به دربار ناصر الدین شاه راه یافت.

پدر میرزا در سال ۱۲۱۲ه‍.ق از اصفهان به تهران آمده و به کسب قنادی مشغول شد. از آن‌جا که با وجود چند فرزند دختر، هیچ پسری نداشته، به زیارت امام‌رضا(ع) مشرف شده و با توسل به آن حضرت خداوند در سال 1246 ه.ق. پسری به وی می‌دهد که به همین دلیل نام وی را غلام‌رضا نهادند. میرزا غلام‌رضا اصفهانی (۱۲۴۶-۱۳۰۴ هجری قمری) از استادان خوشنویسی ایرانی و یکی از برجسته‌ترین خوش‌نویسان خط نستعلیق و شکسته‌نستعلیق بود. میرزا غلامرضا اصفهانی از معروف ترین خوشنویسان دوره قاجار بوده است. نام پدرش «میرزا جان» بود و در جوانی به دربار محمد شاه و پس از آن به دربار ناصر الدین شاه راه یافت.

پدر میرزا در سال ۱۲۱۲ه‍.ق از اصفهان به تهران آمده و به کسب قنادی مشغول شد. از آن‌جا که با وجود چند فرزند دختر، هیچ پسری نداشته، به زیارت امام‌رضا(ع) مشرف شده و با توسل به آن حضرت خداوند در سال 1246 ه.ق. پسری به وی می‌دهد که به همین دلیل نام وی را غلام‌رضا نهادند.میرزا غلام‏رضا مردى مسلمان، عارف، ادیب، دلسوخته و اهل معنى و اعتقاد بود. غلام‌رضا در 5 سالگی به مکتب رفت پس از دو سال قادر به خواندن قرآن به‌تمامی شد. او در سنین پختگى و استادى هنر خود را «توفیق خداوند عزوجل» میداند و آنجاییکه اوصاف هنرش را شرح می‌دهد، می‌گوید که «نه از باب خودستایی است بلکه محض بروز فضل یزدانی و نفس مسیحایی است»

غلام‌رضا در ۵ سالگی به مکتب رفت پس از دو سال قادر به خواندن قرآن به‌تمامی شد. میرزا در خاطراتش می‌نویسد که در همان سال در رؤیایی صادقه به محضر امیرالمؤمنین علی(ع) شرفیاب شده و همین واقعه سیر زندگی او را دگرگون می‌کند. میرزا در قطعه‌ای به خط شکستهٔ خفی چنین می‌نویسد: «قریب هفت‌سال از سنین عمرم گذشته در دبستان به خواندن قرآن اشتغال داشته. شبی به خواب، بزرگواری ارشادم نمود به تقبیل آستان شاه‌اولیا در دنبالش شتافتم. در گوشهٔ آن جا حضرت شاه اولیا ارواح العالمین له الفدا توقف داشتند. چون نزدیک‌تر شدم فرمود مشقت بیاور. علی‌الفور صفحه کاغذ و دواتی به حضور مبارک تقدیم نمودم. در وسط آن صفحه لام و الف و یایی نگاشته و فرمودند از این رو بنگار. فردای آن شب در دبیرستان معلم صورت خواب را سؤال نمود. این بندهٔ حقیر ماجرا کماجرا باز گفت. دیگر حقیر را به تحصیل خط واداشت...» و این آغاز کار خوشنویسی او بود. میرزا پس از آن نزد میر سید علی تهرانی (پدر میرحسین خوشنویس مشهور) به‌تعلیم خط پرداخته تا جایی که در نه سالگی به حسن‌خط نامی می‌شود و در طول عمر نچندان بلندش آثار بسیاری را آفریده که برخی از آن‌ها در زمرهٔ آثار ملی هنری کشور ثبت شده‌اند. حاسدان و بدخواهان او را به بابی‌گری متهم کردند که شفاعت یکی از اعیان یا فرزندان ناصرالدین شاه او را از خشم شاه رهانید و از مرگ نجات داد.

میرزا غلامرضا که دیر همسر اختیار کرده بود در سال ۱۳۰۰ ه‍.ق هنگامی که ۵۴ ساله بود، صاحب فرزندی می‌شود که نامش را محمد رضا می‌گذارد. اما محمد رضا در سه سالگی ناگهان بیمار شده و فوت می‌کند و داغ بزرگی به جان میرزا می‌نشیند تا جایی که آرزوی مرگ می‌نماید و در جایی می‌گوید: «پس از دیدین داغ و ناکامـی او مرا مرگ خوشتر ازین زندگانی» طولی نکشید که به آرزویش رسید و در روز پنج‌شنبه چهارم ربیع‌الثانی سال ۱۳۰۴ هجری‌قمری به سرای باقی کوچ کرد. او در باغ میرزا حسین خان سپهسالار در جوار حاج میرزا صفا در و در صفاییه ابن بابویه در چشمه‌علی شهر ری به خاک سپرده شد.

استاد میرزا غلامرضا اصفهانی

استاد میرزا غلامرضا اصفهانی

استاد مير عماد حسنی

ميرعماد الحسني سيفي قزويني از مشهور ترين خوشنويسان تاريخ هنر ايران است که توانست پايه خط نستعليق را چنان مستحکم نمايد که تمام صاحب نظران خطوط اسلامي آن را عروس خطوط ناميدند . قلم او بيشترين تاثير خود را در عرصه خط نستعليق گذاشته است . زندگي او در تذکره ها و رسالات و متون مختلف آمده اما گوشه هاي پنهان زندگي او همواره ناشناخته مانده است .

در لغت نامه دهخدا آمده است :

عماد قزويني خطاط مشهور ( 961-1024 ) نام او عمادالملک قزويني حسني بود و در خط نستعليق دستي توانا داشت . خط مير براي حسن خط مثل بوده است و برخي خط او را برخط ميرعلي هروي ترجيح ميدادند .در سال 1024 ه.ق شاه عباس صفوي وي را متهم به پيروي از مذهب تسنن نمود و امر به قتل او شد وي در آخرين شب ماه رجب همان سال در راه حمام بقتل رسيد . گويند ميرزا ابوتراب خطاط اصفهاني شاگردش جنازه او را در دروازه طوقچي دفن نمود و چون ميخواستند براي او مقبره ايي بسازد مانع شدند . فرزندان و ياران او را هم طرد کردند و همگي به هندو روم پناه بردند خاندان او همگي در خط سر آمد بودند .

بنا به گفته خانم آن ماري شيمل در کتاب خوشنويسي و فرهنگ اسلامي ميرعماد در سن 8 سالگي شروع به آموزش خط نمود .

دکتر مهدي بياني استاد دانشگاه در مورد تاريخ تولد و سالهاي زندگي او ميگويد :

از ترجمه مورخين و تذکره نويسان ميآيد که مير در سال 1027 در اصفهان بقتل رسيد و بيشتر تذکره نويسان همين تاريخ را نقل کرده اند . اما مستقيم زاده تاريخ مرگ مير را بسال 1024 ميداند. اين قول بيشتر از جانب صاحب عالم آراي عباسي است که معاصر با ميرعماد ميباشد و بيشتر صحيح است . سن مير 63 بود که به تاريخ 961 هم ميرسد .

ميرعماد در قزوين متولد شد و دوران کودکي و نوجواني خود را در قزوين گذراند و براي تکميل هنر خود به تبريز سفر کرد . در مورد ساليان اوليه زندگي او و آغاز يادگيري اش در قزوين سخنان زيادي به ميان است اما هيچ کدام قطعي نيست .

در تذکره خط و خطاطان آمده است :

در ابتدادر شهر قزوين شاگرد عيسي رنگ کار بود و بعد در سلک شاگردان مالک ديلمي در آمد . بعدها شهرت ملا محمد حسين تبريزي را شنيد و به تبريز سفر کرد و شب و روز به مشق خط پرداخت .

در کتاب مرقع گلشن نوشته مهدي بياني آمده است : ميرعماد نزد دو تن از استادان خط تعليم گرفت و پس از اندک زماني دو استاد تعليم ميررا نزد خود لازم ندانستند .

دو استاد اصلي مير مالک ديلمي و محمد حسين تبريزي است و عيسي رنگ کار و حتي بابا شاه اصفهاني هم نمي توانند جزو استادان او باشند . زيرا عيسي خوشنويس از رکابداران شاه طهماسب اول صفوي بود و بعيد است که پس از 54 سال سلطنت شاه وي حيات داشته باشد خصوصا که صاحب گلستان هنر نقل ميکند که او در آخر عمر متولي امامزاده ايي در گناباد شد و در سال 984 در گذشت . همچنين بابا شاه بسال 996 در اصفهان فوت کرد و مير 12 سال بعد از او به اصفهان رسيد .

بيشتر تذکره نويسان عقيده دارند که مير از روي خط باباشاه و ميرعلي مشق ميکرد که اين مورد صحيح است .

دکتر بياني در کتاب سير احوال و آثار خوشنويسان ميگويد :

مالک ديلمي بسال 966 در گذشت و مير در آن زمان کودکي 5 ساله بود . اما در استادي محمد حسين تبريزي شکي نيست . گويند ميرعماد براي تعليم خط نزد او رفت تا روزي پس از ممارست و مشق خط هاي بيشمار قطعه ايي نوشت و به نزد استاد برد . محمد حسين چون آن را ديد به مير گفت اگر چنين تواني بنويس و گرنه قلم فرو گذار و چون مير به استاد گفت خود نوشتن او خط و مير را بوسيد و گفت که تو از امروز از استاداني . اين سخن به منزله جواز و تصديق حسن خط مير عماد است .

ميرعماد پس از طي مقدمات خط در قزوين براي تکميل آن عازم بلاد ديگر شد تا عاقبت به در بار صفوي راه يافت .

به قول صاحب گلستان هنر مير ابتدا براي زيارت خانه خدا به مکه سفر کرد و صاحب تذکره خط گويد محمد هلال بن نجم الدين از بزرگان شام به نيت فراگيري مقدمات نستعليق در اين سفر همراه او بود . در مراجعه به ايران در سلک هنرمندان کتابخانه فرهاد خان قرامانلو که از بدو سلطنت شاه عباس اول مصدر مشاغل لشکري و کشوري بودند قرار گرفت و چند سال در تمام مدت حکومت فرهاد خان در سمنان و دامغان و طبرستان و بسطام و خراسان همراه و ملازم او بود تا بسال 1007 ه.ق فرهاد خان بدست الله وردي خان از سرداران شاه عباس بقتل رسيد و همان زمان مير از خراسان به قزوين بازگشت و بقول کلمان به گيلان رفت و دوباره به قزوين بازگشت و مقيم شد اين دوران مصادف با سلطنت شاه عباس است که اصفهان بصورت يکي از زيباترين شهرهاي ايران در آمده بود . مرکزيت هنري اين شهر باعث شد تا ميرعماد در سال 1008 ه.ق براي خدمت به شاه عباس راهي اصفهان شود . به محض رسيدن او به شهر عريضه ايي نوشت که در مرقع گلشن به بيان کامل متن نامه پرداخته شده است .

شاه پس از استحضار از مضمون نامه و اطلاع از هنر مير او را به دربار فرا خواند و مورد لطف و عنايت خود قرار داد ميرعماد به شکرانه اين مرحمت شاهانه قطعات خط با اشعاري در مدح شاه نوشت و تقديم نمود .

ميرعماد پس از اقامت در دربار شاه به لطف و عنايتي که در حق او ميشد مفتخر گرديد و با اخلاق کريمه خود مورد ستايش شاه ونور چشم او گرديد . اين مورد باعث حسادت و فتنه و عداوت شد تا جايي که مير بخاطر نامردي ها با سرودن اشعاري گله مندي هاي خود را ابراز داشت . اين فتنه ها باعث کم رنگ شدن محبت شاه نسبت به مير گرديد و در عوض عليرضا عباسي مورد تفقد شاهانه قرار گرفت محبوبيت عليرضا عباسي نزد شاه به حدي شد تا جايي که شاه شمعدان بدست بالاي سر او ايستاده تا وي مشق خط نمايد . اين عمل شاه باعث دلگير ي ميرگرديد پس خطاب به شاه شعري بخط خود نوشت و فرستاد . اين کدورت به حدي بالا گرفت که زبان مير نسبت به شاه نيش دار تر و کينه توزانه تر شد . کينه حسودان بجايي رسيد که اشعار ميرعماد را که در نکوهش شاه سروده و نوشته بود را به سمع و نظر شاه عباس برسانند . شاه از کرده مير ناراحت شد و براي صحت ادعاي ديگران 70 تومان فرستاد و در خواست کتابت شاهنامه را بنمود . پس از يک سال شاه پيکي فرستاد و در خواست کتاب را نمود ميرعماد 70 بيت را که نوشته بود ارسال نمود و و در جواب پيغام شاه ميگويد :

بگوييد وجه سر کارزياده براين کفايت نکرد و مقدار پول به اندازه ابيات نگارش شده است . شاه از اين عمل برآشفت و ابيات را پس فرستاد . مير کليه ابات را با قيچي بريد و هربيت را به مبلغ يک تومان به شاگردان خود فروخت و پول شاه را پس فرستاد . اين عمل ميرعماد باعث نفرت شاه از ميرعماد گرديد . از ديگر دلايل نفرت شاه از مير مذهب تسنن او ست .

در کتاب احوال و آثار خوشنويسان آمده است :

چون ميرعماد به تسنن مشهور بود و شاه نسبت به تشيع تعصب داشت اين مورد باعث مزيد علت شد که در نهايت منجر به قتل ميرعماد گرديد . گويند شاه فرياد کشي و گفت : ( کسي نيست مرا از دست اين مرد خلاص کند ) يا ( کسي نيت مرا از دست اين سني نجات دهد ) يا ( کسي نيست اين مغرور را بکشد ) يا ( ما يک تن قزويني نديديم که يک ذرع دم داشته باشد ) . مقصود بيک مسگر قزويني رئيس قبيله شاهسون قزوين بقول صاحب آراي عباسي در آخرين شب ماه رجب 1024 که ميرعماد از راه حمام بنا به دعوت مقصود بيک بخانه او مي آمد جمعي از اوباش و ارازل را وا داشت که در تاريک شب او را به قتل برسانند .

در تذکره خط و خطاطان ميرزا حبيب اصفهاني آمه است که مقصود بيک از دوستان مير بود که به تحريک شاه اين کار را انجام داده است . برخي هم بر اين عقيده بودند که خشم شاه در اداي اين جملات مرگ مير نبوده است زيرا وقتي شاه از قتل مير خبر دار شد بسيار ناراحت شد و دستور قصاص قاتل را صادر کرد . اما علي قلي خان واله عقيده دارد که قتل مير به اشاره و فرمان شاه بود . جسد مثله شده مير به مدت چند روز روي زمين بو و کسي جرات خاکسپاري را نداشت تا اينکه مري او ميرزا ابوتراب وي را در مسج مقصود بيک واقع در دروازه طوقچي اصفهان بخاک سپردند در اين زمان به دستور شاه بر جسد او احترام گذاشته و گروهي از شاگردان و امرا و شاهزادگان در آن مراسم شرکت داشتند .

مدتي بعد خبر قتل مير به سراسر ايران و بلاد اطراف رسيد و بويژه در هند و عثماني که شيفته خط مير بودند مراسم سوگواري بپاشد . جهانگير شاه هند از روي تاسف اعلام نمود اگر مير را به من داده بودند هم وزن او طلا ميدادم . ابوتراب در وصف استاد خود شعري سرود و سنگ قبري با خط خود براي مزار مير تهيه کرد اما موفق به نصب آن نشد تا عاقبت آن را بر قبر خود قرار دادند . پس از مرگ مير خاندان و شاگردان ميرعماد از ترس شاه مخفي و يا به عثماني و هند هجرت کردند و در آنجا مورد لطف شاهان قرار گرفتند و در اشاعه خط نستعليق ايراني در خارج مرزهاي ايران سهم بسزايي داشتند .

نام و لقب ميرعماد :

ميرعماد از سادات سيفي حسني وبا کنيه قزويني است و چون پيرو مسلک عمادالملک بود اين لقب را به خود گرفت . دکتر بياني به اين نظريه با ديده ترديد مينگرد و ميگويد :

عموم تذکره نويسان او را بنام ميرعماد ميخوانند و واضح است که در زمان حيات هم به اين نام معروف بود .

مستقيم زاده در تذکره تحفه الخطاطين اسم او را محمد و پدر ش را حسين مينامد .

عبدالمحمد خان و کلمان هوار و مستقيم زاده بيان ميکنند :

ميرعماد به دليل لقب حامي خود عمادالملک از بزرگان صفوي لقب عماد را برخود نهاد . دکتر بياني ميافزايد که لقب عماد الملک مربوط به شخص ميرعماد است . زيرا 9 فقره از آثارش با نام عمادالملک رقم خورده است .

در يک نسخه از تکلمه النفخات عبدالغفور لاري مير عماد در حواشي آن نسب خود را چنين بيان کرده است : ( عماد بن ابراهيم الحسني )

نسبت سيادت مير را همه تذکره نويسان حسني دانسته که از خاندان سيفي قزوين بوده است و در دستگاه دولتي صفوي مصدر کتابداري ومستفي و داراي پايه بلند بوده اند . نام ميرعماد جلالالدين محمد خوش نويس و پدر ش مير شريف از بني اعمام قاضي جهان سيفي قزويني وزير شاه طهماسب صفوي و حسن علي سيفي جد مير را نام برده اند .

در مورد سيادت حسني ا حسيني ميرعماد شک هست . غلام محمد هفت قلمي و کلمان هوار و عبدالمحمد خان او را حسيني ميدانند . اما به احتمال زياد حسني است . و گاهي حسيني يا حسني رقم ميزده است . اما در يک قطعه بنا به گفته دکتر بياني نوشته شده ( مشقه عماد ثاني حسيني ) و شک بر طرف گرديد يعني قريب نيم قرن بعد از ميرعماد شخصي بنام ميرعماد الحسني يا حسيني ميزيسته است اين مطلب از کتاب سرمايه ايمان تصنيف عبدالرزاق لا هيجي آمده که عبارت ( تمت الرساله سرمايه ايمان بعون الملک المثال بتاريخ روز دوشنبه 19 شره جمادي الاول سنه احدي و سبعين و الف . کتبه العبد عمادالحسيني ) است .

القاب ميرعماد الحسني : عماد – ميرعماد – مير عماد حسني – ميرعماد الحسني – ميرعماد حسني قزويني – عمادالملک قزويني – عمادالملک حسني – عمادالملک حسني قزويني – عمادالحسني قزويني.

مذهب ميرعماد:

يکي از دلايل قتل ميرعماد شايعه سني بودن اوست . بنا به قول اکثر تذکره نويسان و تاريخ نگاران مذهب او سني است اما هيچ گونه مدرک يا سندي برا ياين ادعا و جود ندارد و بعکس هرجا نام آل نبي آمده است از آن ها به نيکي يا کرده است و در هيچ جا شعر يا متني در وصف خلفا ديده نشده و در ارتباط با امام علي ( ع ) مناجات نامه و يا دعاي نادعلي بارها نگارش شده است . در يک قطعه خود نوشته : علي الله في کل الامور توکلي و بالحسني اصحاب العبا توسلي .

ويژگي اخلاقي ميرعماد :

او مردي آزاده و بزرگ منش بود و هنر را برا يهنر دوست ميداشت و براي رسيدن به حد والاي هنر خود و ديگران را فراموش ميکرد تا جايي که گويند مدت 3 سال سر خود را اصلاح نکرد . ارتباط او با شاگردانش در حد مريد و مرادي بود و باي او قائل به کرامات بودند . نصر آبادي از قول ابوتراب شاگرد ميعماد گفته است :

روزي در قهوه خانه نشسته بودم ميرعماد با رشيدا خواهر زاده اش گذر کرد بخاطرم رسيد اگر مير صفاي باطن داشته باشد به قهوه خانه مي آيد . با اينکه چند قدم بيشتر نرفته بود برگشت قهوه خورد و گفت از اين چيزها در خانه ما هم يافت ميشود . ابوتراب تنبيه شد روز ديگر به خانه مير رفت و در بالاخانه او منزل يافت . بنا به اشعار مير براي شاه نشان ميدهد که او تا حدود زيادي مغرور و طبع حساسي داشته است .

فرزندان و نزديکان ميرعماد :

ميرعماد پسري بنام ابراهيم و دختري بنام گوهر شاد داشت که از بيم شاه به عثماني و يا هند هجرت کردند . پس از قتل مير جهانگير شاه برخي از بستگان مير را مانند عبدالرشيد ديلمي را پناه داد.

ويژگي خط ميرعماد :

بنا به راي کارشناسان خط ايراني در عالم نستعليق از ابتدا تا کنون کمتر خطاطي يافت شده که خطش به استواري و قدرت و شيوايي قلم مير باشد . مير عماد زيبايي خط نستعليق را به اعجاز رسانيده است .

بنا به گفته دکتر بياني مير در لطف قلم و قدرت کتابت يد بيضا نمود و خط او بدون اصلاح استوار و خوش اندام است خفي را نمکين و جلي را استوار و شيرين مينوشت . زيبايي خط او عالم گير شد و شعرا در وصف او شعر ميسرودند از جمله مير عبدالغني تفرشي از شعراي معاصر ميرعماد در يک رباعي گفته است :

تا کلک تو در نوشتن اعجاز نماست بر معني اگر لفظ کند ناز رواست .

آوازه شهرت مير در زمان حيات و ممات عالم گير شد و در بلاد هند و عثماني آثار او را به بهاي زر خريد و فروش ميکردند و شاهان به داشتن آثار او مباهات داشتند .

از لحاظ اسلوب خط مير تابع شيوه ميرعلي هروي بود که بعد از عزيمت به اصفهان به شيوه بابا شاه مشق نمود . عمده قطعات او در قالب چليپا است که نحوه ترکيب بندي خطوط مير سرمشق تمام چليپا نويسان است . او اين فرن نوشتاري را به اوج رساند و شيوه سياه مشق هاي او بعدها الگويي برا ي استادان قرون بعدي مانند ميرزا غلامرضا در قرن 13 ه.ق گرديد .

استادان ميرعماد :

در شناسايي اولين استاد مير هيچ اطلاعي در دست نيست . اما از آنجا که او از خانواده صاحب ديوان بوه است در ميان افراد خانواده اش به او خط را آموزش دده اند . از استاداني که به منسوب کرده اند يکي عيسي بيک رنگ کار است . که اين انتساب رد شد زيرا او در سال 981 ه.ق فوت کرده است . دومين استاد امير مالک ديلمي است که در انتساب او هم شک نيست . ملا محمد حسين تبريزي دومين استاد مير عماد است .

میرعماد شاگردان زیادی تربیت کرد. ازجمله معروف‌ترین آن‌ها می‌توان به این افراد اشاره کرد:
* نورالدین محمد لاهیجی (نورا)
* عبدالرشید دیلمی (رشیدا)
* میرابراهیم (فرزند میرعماد)
* گوهرشاد (دختر میرعماد)
* عبدالجبار اصفهانی
* محمدصالح خاتون‌آبادی
* جمالا (حاجی جمال بن ملک محمد شیرازی)
* نورای اصفهانی
* محراب بیک
* میر ساوجی
* میر یحیی اصفهانی
* علاالدین سبزواری
* درویش عبدی بخارائی
* میرمحمد مقیم تبریزی
* میرزاتقی مستوفی الممالک
* ابوتراب اصفهانی (ترابا)
* محمدصالح اصفهانی

خوشنویسی چیست؟

خوشنویسی هنر زیبا نوشتن است، خوشنویسی ورای یک دست خط زیبا و یا دانستن تکنیک حروف چینی است. روح هنرمند در نوک قلم جای می گیرد تا همگان آنرا ببینند. هنر خوشنویسی گوش سپردن به موسیقی با چشم هاست، خوشنویسی حروف مزین شده به نقش مایه هاست. درحالیکه خوشنویسی نه تنها فقط تزیین متن نیست بلکه چیزی بیشتر از استفاده از حروف به عنوان عنصر تزیین است. صفحات و اوراقی که روی آنها خوشنویسی انجام شده اغلب مزین به نقوش، تصاویر، طلا و رنگ ها هستند اما این عناصر تنها مزین کننده فرم های اصلی هستند و تفاوت زیادی بین فرم زیبا و نقش زیبا وجود دارد. خوشنویسی همان نمادهایی هستند که به زیبایی در کنار هم قرار دارند.

خوشنویسی به خلق اثری اشاره می کند که پیامی از هنرمند به مخاطب در بر دارد و باعث ایجاد واکنش هنری در بیننده می شود و او را به تفکر بیشتر در یافتن پاسخ جدیدتری می کند. این در حالیست که هدف در دستنوشته تنها ” خوانده شدن ” است. خوشنویسی تنها نوشته ای به سبک قدیمی نیست. این هنر خلق مجدد الفبای قدیمی و کلاسیک نیست. هنرمندان خوشنویس هم به گذشته این هنر واقف اند و هم آثار آنها توسط میراث باستانی باقیمانده از این هنر شکل گرفته است .همچنین تقلید از دست نوشته های قدیمی چراغ راه هنرمندان برای موفقیت در خوشنویسی است اما تنها کپی کردن آثار هنرمندان گذشته برای ترقی و خلاقیت هنرمند کافی نیست!